|
غم مخور
وبلاگ ماها شود روزی یه سایتی غم مخور
این حیاط ما شود روزی یه باغی غم مخور
گر شدی خسته زبس رفتی رو ریگ
بایدت گویم شود آسفالت آنجا، غم مخور
گر چه از سرما شوی سِِر در کلاس
میخرند از بهر ما روزی بخاری ، غم مخور
گرچه دانشگاه ما بسیار نقص دارد هنوز
با وجود انجمن باید که گویم غم مخور
امتحاناتم شروع شد باز و من هم بی خیال
من نمی خوانم دروسم را و گویم غم مخور
حافظا گرچه بیوتت (جمع بیت!!)را همی کردم خراب
عفو کن این بنده و لطفا که اصلا غم مخور
نوشته شده توسط: سپيده قاسم زاده
|